رویداد سرمایه‌گذاری پویانمایی سریال و سینمایی - ۲۴ الی ۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ - مهلت ارسال آثار: تا ۵ دی‌ماه
  فراموشی کلمه عبور ورود ثبت نام
خانهاخبار
7 تیر 1405
کارگردان برگزیده جشنواره انسی:  

تأمین بودجه یک فیلم بلند به‌تنهایی کار آسانی نیست

فیلم «ویولنیست» که نخستین فیلم بلند انیمیشنی سنگاپور در ۱۵ سال گذشته محسوب می‌شود، داستان یک خبرنگار اسپانیایی را روایت می‌کند که هنگام تحقیق درباره تاریخچه یک ویولن قدیمی، با سرنوشت دو انسان روبه‌رو می‌شود. این اثر جاه‌طلبانه و خوش‌ساخت از سال ۱۹۴۱ و سنگاپور آغاز می‌شود؛ زمانی که حمله ژاپن به مالایا در خلال جنگ جهانی دوم، رؤیاهای دو نوازنده جوان ویولن را نابود می‌کند. فیلم با ترکیب انیمیشن دوبعدی دست‌ساز و انیمیشن رایانه‌ای (CG) این داستان تأثیرگذار را روایت می‌کند.
تأمین بودجه یک فیلم بلند به‌تنهایی کار آسانی نیست

به گزارش بنیاد ملی پویانمایی ایران، موسیقی فیلم که عمدتاً توسط ریکی هو و با همکاری ایزابل لاتوره ساخته شده، جایزه کریستال بهترین موسیقی را نیز از آن خود کرد. شبکه فرانس تی‌وی مسئولیت پخش بین‌المللی این فیلم را بر عهده دارد.


داستان فیلم ۹۰ سال از تاریخ سنگاپور را در بر می‌گیرد؛ از دوران استعمار، جنگ جهانی دوم و اشغال سنگاپور توسط ژاپن، تا دوران بازسازی پس از استقلال. این فیلم روایتگر زندگی دو دوست دوران کودکی، فی (Fei) و کای (Kai) است که در جریان جنگ مسیر زندگی‌شان از هم جدا می‌شود، اما پیوندشان از طریق یک قطعه موسیقی ناتمام، یعنی یک سونات، همچنان حفظ می‌شود.


«ویولونیست» یک پروژه مشترک بین‌المللی است که با همکاری شرکایی از اسپانیا، ایتالیا، تایوان، ژاپن و کانادا تولید می‌شود و از حمایت رسمی سازمان توسعه رسانه و اطلاعات سنگاپور (IMDA) برخوردار است.


این فیلم نخستین حضور خود را در بازار فیلم کن در ماه مه ۲۰۲۵ تجربه کرد و سپس در ژوئن همان سال به بخش Work in Progress جشنواره بین‌المللی انیمیشن انسی راه یافت. «ویولونیست» نخستین فیلم بلند انیمیشنی سنگاپور است که به‌طور کامل بر تاریخ و فرهنگ بومی این کشور استوار است.


پیش از نمایش فیلم در جشنواره بین‌المللی انیمیشن انسی، سایت «کارتون برو» با اروین هان، نویسنده و کارگردان، و رائول گارسیا دیگر کارگردان این اثر، درباره روند تولید بین‌المللی، فضای تاریخی فیلم و چالش خلق داستانی که در آن موسیقی به اندازه شخصیت‌های اصلی اهمیت دارد، گفت‌وگویی انجام داده که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید: 


همکاری میان سنگاپور و اروپا
رائول گارسیا درباره چگونگی شکل‌گیری پروژه مشترک می‌گوید: «این پروژه از همان ابتدا پیچیده بود،  چراکه نخستین همکاری مشترک میان اسپانیا و سنگاپور محسوب می‌شد. سنگاپور کشور کوچکی است و تأمین بودجه یک فیلم بلند به‌تنهایی کار آسانی نیست. از همان ابتدا می‌دانستیم پروژه ارزشمندی در اختیار داریم و می‌خواهیم آن را به نتیجه برسانیم، اما تولید مشترک همیشه با چالش همراه است. با پیوستن کشورهای دیگر، باید راهی پیدا می‌کردیم تا وظایف میان گروه‌ها تقسیم شود، بدون آنکه مخاطب تغییر سبک یا تفاوت در رفتار شخصیت‌ها را احساس کند. خوشبختانه فیلمنامه اروین چندین دهه و مکان‌های مختلف را در بر می‌گرفت و همین امکان را فراهم کرد که بخش‌های مختلف داستان به استودیوهای متفاوت سپرده شود، در حالی که فیلم همچنان یکپارچگی خود را حفظ کند».


شکل‌گیری پروژه
اروین هان با اشاره به چگونگی شکل‌گیری همکاریش با گارسیا توضیح می‌دهد: «در سال ۲۰۱۳ استودیوی Robot Playground Media را تأسیس کردم. رؤیای من همیشه روایت داستان‌های بومی از طریق انیمیشن و ساخت یک فیلم بلند بود. صنعت انیمیشن سنگاپور بیشتر بر تولید مجموعه‌های تلویزیونی و پروژه‌های سفارشی متمرکز بوده و فرهنگ ساخت فیلم بلند در آن شکل نگرفته است. نوشتن فیلمنامه «ویولونیست» را در نخستین روز سال ۲۰۱۷ آغاز کردم. آن روز بارانی بود و هنوز به یاد دارم که چگونه پشت میز نشستم تا نوشتن را شروع کنم. می‌خواستم نخستین فیلم بلند ما درباره هویت، گذشته و ریشه‌های خودمان باشد. حدود هفت یا هشت سال پیش در سنگاپور با رائول آشنا شدم و خیلی زود ارتباط خوبی میان ما شکل گرفت. فکر می‌کنم آنچه او را به این پروژه جذب کرد، ترکیب تاریخ و فرهنگ جنوب شرق آسیا با داستانی جهانی درباره انسان‌ها و روابطشان بود. از آنجا که این نخستین تجربه ساخت فیلم بلند ما بود، حضور فردی باتجربه مانند رائول برای هدایت تیم جوانمان ضروری بود.»


رائول گارسیا همچنین درباره نحوه همکاری‌اش با هان می‌گوید: « زمانی که در کالج هنر لاسال سنگاپور تدریس می‌کردم، دلم می‌خواست با فعالان حوزه انیمیشن آشنا شوم. دوستان مشترک ما را به یکدیگر معرفی کردند و خیلی زود همکاری‌مان آغاز شد. اروین ابتدا چند فیلم کوتاه خود درباره مکان‌هایی در سنگاپور که دیگر وجود ندارند را به من نشان داد. همیشه به او می‌گفتم این داستان‌ها شایسته مخاطبان بیشتری هستند. سپس نسخه اولیه «ویولونیست» را دیدم و همان لحظه مشخص بود که این داستان ظرفیت یک فیلم کوتاه را ندارد و باید در قالب یک فیلم بلند روایت شود. زندگی در سنگاپور همچنین باعث شد نسبت به تاریخ این منطقه، که پیش از آن شناخت چندانی از آن نداشتم، کنجکاو شوم و همه این عوامل در شکل‌گیری پروژه نقش داشتند.»


روایت تاریخ از دریچه انسان‌ها
اروین هان با تاکید براینکه تصمیم نداشته مستندی درباره تاریخ و یا داستانی تاریخی بسازد، توضیح می‌دهد:« از ابتدا قصد نداشتیم یک مستند تاریخی بسازیم. فیلم بر پایه رویدادهای واقعی شکل گرفته، اما در اصل درباره شیوه تجربه و به‌یادآوردن تاریخ توسط انسان‌هاست. تاریخ از خلال دوستی‌ها، فقدان‌ها، عشق و موسیقی معنا پیدا می‌کند. ما می‌خواستیم مخاطبان این احساسات را تجربه کنند، نه اینکه صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی دریافت کنند. داستان درباره خاطره، هویت، استقلال و خودشناسی است، اما در نهایت روایت دو انسانی است که هر یک مسیر خود را در زندگی پیدا می‌کنند. به باور من، زندگی نه کاملاً شاد است و نه کاملاً غمگین؛ بلکه آمیزه‌ای از هر دو است و همین حس شیرین و تلخ، حقیقت احساسی فیلم را شکل می‌دهد.


رائول گارسیا با اشاره به اهمیت موسیقی در این انیمیشن می‌گوید:«موسیقی در واقع سومین شخصیت اصلی فیلم است. همین موسیقی است که شخصیت‌ها را به هم پیوند می‌دهد و رنج‌ها، آرزوها و امیدهایشان را به مخاطب منتقل می‌کند. موسیقی رشته‌ای عاطفی است که سراسر داستان را به هم متصل می‌کند.»


بازخوانی بخشی کمتر دیده‌شده از تاریخ جنگ جهانی دوم
اروین هان با بیان اینکه بسیاری از مردمان اروپا و آمریکای شمالی نمی‌دانند کشورهای جنوب شرق آسیا تحت سلطه استعمار بودند، تاکید می‌کند:« هر بار که به بازارهای فیلم در اروپا یا آمریکای شمالی می‌رویم، متوجه می‌شویم بسیاری از مردم نمی‌دانند کشورهای جنوب شرق آسیا پیش از جنگ جهانی دوم قرن‌ها تحت سلطه استعمار بودند. آثار آن دوران هنوز هم در معماری، نظام‌های حقوقی و فرهنگ کشورهای منطقه دیده می‌شود. این گذشته، تاریخی پیچیده و گاه دردناک است، اما در عین حال بسیار جذاب. امیدوارم این فیلم بتواند بخشی از آن را به مخاطبان جهان معرفی کند.»


رائول گارسیا هم با تاکید بر ناشناخته ماندن تاریخ جنوب شرق آسیا می‌‌گوید: «از نگاه غرب، درک ما از جنگ جهانی دوم عمدتاً بر روایت‌های آمریکایی و اروپایی استوار است. همه درباره پرل هاربر و هیروشیما شنیده‌اند، اما بخش بزرگی از تاریخ جنوب شرق آسیا همچنان ناشناخته مانده است. آنچه برای من جذاب بود، بخشیدن چهره و هویت فرهنگی به این وقایع تاریخی بود. در نهایت، ما داستانی عاشقانه روایت می‌کنیم، اما قرار گرفتن آن در چنین بستری، عمق و معنای بیشتری به آن می‌بخشد.


تلفیق انیمیشن دوبعدی و سه‌بعدی
رائول گارسیا با بیان اینکه انیمیشن دو بعدی با فضای احساسی اثر هماهنگی بیشتری دارد، می‌گوید: «تصمیم گرفتیم فیلم عمدتاً به‌صورت دوبعدی ساخته شود، زیرا این سبک با فضای احساسی داستان هماهنگی بیشتری داشت. با این حال، برخی صحنه‌ها به مقیاسی بزرگ‌تر نیاز داشتند. یافتن تعادل میان انیمیشن دوبعدی و محیط‌های سه‌بعدی نیازمند آزمایش‌های فراوان بود. باید مشخص می‌کردیم تا چه اندازه می‌توان از هر تکنیک استفاده کرد، بدون آنکه هویت بصری فیلم آسیب ببیند.»


اروین هان با تاکید بر اینکه به همکاری با هنرمندان جنوب شرف آسیا افتخار می‌کند، توضیح می‌دهد:« از ابتدا می‌دانستیم چند صحنه مهم، ستون فقرات فیلم را تشکیل خواهند داد. برای مثال، نخستین صحنه حمله هوایی با همکاری استودیوی Studio Igloo در تایلند ساخته شد و یکی دیگر از سکانس‌های اکشن بزرگ را استودیویی در ویتنام تولید کرد. به همکاری هنرمندان سراسر جنوب شرق آسیا بسیار افتخار می‌کنم. استفاده از حرکات پیچیده دوربین و جلوه‌های سه‌بعدی را تنها به لحظات کلیدی محدود کردیم تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند. در برخی از این صحنه‌ها حتی موسیقی را حذف کردیم و تنها از طراحی صدا بهره بردیم تا مخاطب شدت و واقعیت اتفاقات را بهتر احساس کند.»


موسیقی؛ روح فیلم
اروین هان با اشاره به شکل‌‌گیری موسیقی اثر می‌گوید:« از همان ابتدا می‌دانستیم که یک سونات ویولن باید شخصیت‌های داستان را به هم پیوند دهد. فی و کای بخش بزرگی از زندگی‌شان را دور از یکدیگر سپری می‌کنند، اما موسیقی همواره میان آن‌ها جریان دارد. این سونات همراه با شخصیت‌ها تغییر می‌کند؛ در آغاز سرشار از امید و جوانی است، اما در پایان، پس از سال‌ها جست‌وجو، اندوه و خودشناسی، معنایی کاملاً متفاوت پیدا می‌کند. برای ساخت موسیقی با دو آهنگساز برجسته همکاری کردیم. بخش عمده موسیقی اصلی را ریکی هو ساخت و ایزابل لاتوره نیز دیدگاهی متفاوت از اروپا به پروژه افزود. موسیقی روح این فیلم است؛ هم بخشی از دنیای داستان و هم ابزاری برای روایت احساسات شخصیت‌ها. به اعتقاد من، انیمیشن بهترین رسانه برای چنین داستانی است، زیرا به موسیقی اجازه می‌دهد احساسات را به شیوه‌ای منتقل کند که در سینمای زنده دستیابی به آن دشوارتر است.»


رائول گارسیا: هم در این‌باره توضیح می‌دهد: «یکی و ایزابل سنت‌های موسیقی شرق و غرب را با یکدیگر ترکیب کردند؛ درست همان ایده‌ای که در قلب فیلم قرار دارد. موسیقی زبانی جهانی است که فراتر از جنگ، مرزها و درگیری‌ها قرار می‌گیرد.»


طراحی بصری
رائول گارسیا با اشاره به اینکه حساسیت‌های هنری اروپا را با انیمیشن ژاپن تلفیق کرده است، می‌گوید: «همان‌طور که در روند تولید، فرهنگ‌های مختلف را کنار هم قرار دادیم، در طراحی بصری نیز تلاش کردیم حساسیت‌های هنری اروپا را با تأثیرات انیمیشن ژاپنی تلفیق کنیم. هر داستان به هویت بصری مخصوص خود نیاز دارد. قصد ما تقلید از هیچ سبکی نبود؛ بلکه می‌خواستیم زبانی تصویری خلق کنیم که متعلق به همین داستان باشد. حتی در بخش‌های مختلف فیلم نیز رویکردهای متفاوتی وجود دارد. برای مثال، مونتاژهای تاریخی با الهام از تصویرسازی‌های دوران جنگ و نشریات قدیمی طراحی شده‌اند.»


اروین هان هم با تاکید بر اینکه از تقلید از یک سبک هنری خاص دوری‌کرده‌اند،‌ توضیح می‌دهد:«هرگز قصد نداشتیم از یک سنت هنری خاص تقلید کنیم. انیمه بدون شک بر بیان احساسات و ظرافت شخصیت‌ها تأثیر گذاشته، اما در کنار آن از فیلمسازان و هنرمندان اروپایی نیز الهام گرفته‌ایم. این فیلم آرام‌تر از آن چیزی است که شاید بسیاری انتظار داشته باشند. موسیقی در دل سخت‌ترین شرایط تاریخی، نقش تکیه‌گاه، آرامش و حفظ کرامت انسانی را ایفا می‌کند و همین رویکرد بسیاری از تصمیم‌های بصری ما را شکل داده است.»


دقت در اجرای ویولن
یکی از جزئیاتی که بیش از همه توجه مخاطبان را جلب می‌کند، دقت فوق‌العاده در نمایش نوازندگی ویولن است. رائول گارسیا با اشاره به اینکه اجرای موسیقی و نوازندگی باید کاملا باورپذیر می‌بود، می‌گوید:« در این زمینه وسواس زیادی داشتیم. همان‌طور که تاریخ باید واقعی به نظر می‌رسید، اجرای موسیقی نیز باید کاملاً باورپذیر می‌بود. گروهی ویژه تنها مسئول انیمیت کردن نوازندگی ویولن بودند. جای انگشت‌ها دقیقاً با نت‌های موسیقی هماهنگ شد، زیرا می‌خواستیم حتی نوازندگان حرفه‌ای نیز اجرای شخصیت‌ها را واقعی بدانند. در بسیاری از انیمیشن‌ها یا حتی فیلم‌های زنده، حرکت دست نوازندگان با موسیقی هماهنگ نیست. ما از ابتدا تصمیم گرفتیم چنین اشتباهی در فیلم ما رخ ندهد.»


اروین هان هم با بیان اینکه گروهی  در سنگاپورحدود یک سال و نیم روی انیمیشن اجرای ویولن کار کردند، توضیح می‌دهد:«جالب اینکه هیچ‌یک از اعضای تیم در آغاز نوازنده ویولن نبودند. ما چندین ویولن در استودیو داشتیم و زمان بسیار زیادی را صرف مطالعه و مشاهده اجرای واقعی نوازندگان کردیم. نام فیلم «ویولونیست» است؛ بنابراین از همان ابتدا می‌دانستیم که باید این بخش را کاملاً درست و دقیق اجرا کنیم.»

 

کپی لینک صفحه